در دهکده لایزلی
خانم ماریان استاکنر شخص مهربون و دوست داشتنیه همه هست اون راهبست و در تمام فستیوال ها و مراسم های کلیسا شرکت میکنه

خبر محبوبیت این پیرزن حتی به دهکده های اطراف هم رسیده بود

ارتباط خوبی با همه اهالی داشت و همیشه به دیگران کمک میکرد

تا حدی بچه هارو دوست داشت که یکی از اتاقای خونشو برای بچه ها طراحی کرده بود، پر از رازو رمز و بازی بود

ولی هیچکس اتاق دیگشو ندیده بود
میگفت من پیرمو و نمیتونم خونه رو تمییز کنم
اون اتاق رو هم خجالت میکشم کسی واردش بشه

حتی یکبار که اهالی برای جبران زحمتاش میخواستن اون اتاق رو دست جمعی تمییز کنن اجازه نداد و حتی کمی عصبی شد

اتفاقی که هیچکس تا به حال ندیده بود

بالاخره هرکسی حریم شخصی داره و نباید بهش نفوذ کرد و اون روز اهالی به خونه هاشون برگشتن

به بچه ها هم همیشه میگفت بعد از بازی کردن اتاق رو مرتب کنن تا مثل روز اولش بشه
اونا هم همینکارو میکردن چون دوست نداشتن فردا که میخوان دوباره بیان تا بازی کنن خانم استاکنر اجازه بهشون نده

تا اینکه مدت زیادی از ماریان خبری نشد اون معمولا صبح ها تا عصر به دهکده های اطراف میرفت
ولی چند وقتی هست که ازش خبری نیست اهالی میترسن خدایی نکرده اتفاقی براش افتاده باشه
برا همین گروهی با وجود اینکه میدونن دوست نداره کسی به خونش وارد بشه تصمیم گرفتن وارد خونش بشن

مدت زمان بازی : ۶۰ دقیقه

سختی بازی: ۸۰

تعداد نفرات: ۷-۴